اردیبهشت

یه زمانی...

1403/11/12 23:45
نویسنده : اردیبهشت
155 بازدید
اشتراک گذاری

_خوشگل ترین دختر فامیل بود الان قدم کوتاهه اضافه وزن هم دارم 

_درس هام خیلی خوب بود همش رتبه ۱ کلاس بودم 

_اصلا نمیدونستم افسردگی چیه

_مردم دوسم داشتن 

_زندگی قشنگ بود

_هر روزم تکراری نبود

_به نظم معروف بودم 

_آرزو های قشنگ تو سرم بود یکی از یکی بزرگ تر

ولی دیگه هیچ کدومو ندارم ....

پسندها (2)

نظرات (1)

مامان پسملامامان پسملا
16 بهمن 03 23:26
ناامیدی ... بوی ناامیدی میاد انسان وقتی نفس میکشه یعنی امیدم  هست ناامیدی خود خود خوده شیطونه ، دوستم لگدش کن ، ادامه بده مثل همیشه پرقدرت
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به اردیبهشت می باشد